منش و بینش برخی نویسندگان در مسیر نوشتن، در تداوم و خلوت گزینی، در الگو گرفتن به جا و مناسب از مشاهیر، در توجه به اسطوره‌های ملی و میهنی و در شگردهایی که برای ماندن و کم نیاوردن و در عشق ورزیدن به هنر نوشتن به کار می‌بندند، قابل تحسین و ستودنی‌است. و رضا قاسمی یکی از همین نویسندگان است.
قاسمی در آخرین فصل از کتاب « در گفت و گویی با محمد عبدی » که شامل مصاحبه‌های او درباره‌ی: نویسندگی، تاتر و موسیقی است، گفته؛
« تجربه‌‌ی من به من می‌گوید مهم آن جمله‌ی اول کار است. آن جمله آدم را می‌نشاند روی صندلی. تجربه‌ی دیگری که مهم است این است که می‌دانم باید هفت هشت ده روز سماجت بکنم. هفت هشت ده روز اول مثل یک ماشینی است که خفه کرده و تو باید هلش بدهی. روشن که شد دیگر این تو نیستی که هلش می‌دهی. دیگر اصلاً دست خودت نیست. از خواب که بلند می‌شوی، بی تابی تا بروی بنشینی پشت میزت و بنویسی. ایده همینطور می‌آید. حالا مشکلت این است که چطوری این ایده‌ها را نظم و نسق بدهی؛ چه چیزهایی را بگویی بروید پی کارتان و چه چیزهایی را بگویی شما بایستید تا بنویسمتان……