وقتی صحبت از زدن واکسن کرونا شد با عقاید و نظریات متفاوتی مواجه شدم. دخترم طی تحقیقات تکمیلی که از گوگل و همینطور دوستانی که والدینشان این واکسن را زده بودند انجام داده بود با قطعیت وادارم کرد که اگر آب دستم است زمین بگذارم و به سوی مراکزی که واکسن را می‌زنند بشتابم.
البته در این میان اعضای دیگر خانواده هم بودند که در جبهه مخالف تزریق واکسن قرار داشتند و از فرضیات عجیب و غریبی صحبت به میان آوردند که نمی‌دانستم به آنها بخندم یا گریه کنم. و نمی‌فهمیدم منشأ آنها کجاست.

اگر چه شنیده بودم که فیلم‌هایی در این باره ساخته شده و چنین ویروس دست سازی که به تبع آن تلفات فراوانی به همراه خواهد داشت، پیش بینی شده بود. فیلم‌هایی با این مضمون که مثلاً چنین کسانی که واکسن را دریافت می‌کنند بعد از مدتی تحت سلطه عواملی که این ویرویس را ابداع کرده‌اند قرار می‌گیرند.

البته با اتفاقات عجیب و غریبی که در گوشه و کنار جهان می‌افتد همه چیز امکان پذیر است. ولی پذیرفتن این حجم از تخیلات و افکار فانتزی کمی دور از باور است.

در هر صورت با شنیدن نظرات اطرافیان و تصمیمی که در انجام آن قاطع بودم، بدون هیچ مشکلی و بدون صرف وقت زیاد، واکسن را زدم.