پسته و سیب

پسته و سیب، من را به یاد تو می‌اندازد
آن هم نه هر جمعه که وعده‌ی دیدارمان بود
که هر وقت زبانم به گفتن این دو کلمه گشوده می‌شود.
با قلبی پر از عشق و تمنا به نزدت می‌آمدم
و با کیسه‌ای پر از پسته و ظرفی سیب گلاب، راهی خانه می‌شدم.
پسته‌ای که به گفته‌ی تو برای تن ضعیفم، قوت بود
و سیبی که خوردن هر روزش، تضمین سلامت
و روحی که قبل از جسم
قبل از خوردن پسته و سیب
با دیدن تو
تر و تازه و سبک شده بود.
۱۴۰۰/۶/۵