من جمعه‌ای را میخواهم
که مادربزرگ نمرده باشد
و پدربزرگ با خورجینی از انگور و سیب
بوی باغ و تابستان را با خود آورده باشد.
من جمعه‌ای را میخواهم
که با مرگ غروب نکرده باشد.