در حالی که کتاب چرا ادبیات در دستم بود و به صفحات آخرش رسیده بودم، مناظره انتخاباتی را هم نگاه میکردم. به این فکر کردم که یوسا هم زمانی کاندید ریاست جمهوری شده بود و در آخرین پاراگراف این کتاب هم به آن اشاره کرده است: « وقتی نامزد ریاست جمهوری شدم عشق و علاقه‌ی اصلی من نبود. هیچ وقت به فکر رها کردن ادبیات نیفتادم. هیچ وقت باور نکردم که چیزی مهم‌تر از ادبیات وجود دارد.»

این کتاب شامل دو مقاله و یک سخنرانی و یک مصاحبه است. که با ترجمه عبدالله کوثری و انتشارات لوح فکر به صورت یک کتاب منتشر شده است.

در بخشهایی از کتاب که یوسا روند نوشتن رمان‌هایش را شرح داده بود، نکته ‌های آموزشی خوبی برای من داشت. و فوق العاده تاثیر گذار بود. تحقیقاتی که کرده بود، مصاحبه‌ها و مطالعاتی که راجع به تاریخ انجام داده بود، و همینطور نظرات شخصی که درباره نویسندگانِ مطرح عنوان کرده بود، بسیار خواندنی بود.

در آخر مصاحبه‌اش درباره نحوه نویسنده شدنش آمده بود:
«وقتی جوان بودم میخواستم نویسنده شوم، اما هنوز چیزی ننوشته بودم. مطالعه آثار فلوبر کمک بسیار بزرگی به من کرد. من همیشه خواندن نامه‌های فلوبر را به نویسندگان توصیه میکنم، چون برخلاف بعضی نویسنده‌ها که نبوغشان زود جلوه می‌کرد، فلوبر وقتی شروع به نوشتن کرد نویسنده بدی بود. این تسلای بزرگی است برای آنهایی که نابغه پیش رس نیستند و حس میکنند نوشته‌هاشان واقعا بد است.» (صفحه ۹۱ و ۹۲)

خواندن مقاله‌ی اول این کتاب که عنوان آن چرا ادبیات است، به مهمترین دلایل خواندن رمان و تأثیر غیر قابل انکار آن در زندگی انسان می‌پردازد.
این مقاله پاسخ روشن و شفافی است به این سوال برخی از افراد که؛ اصلاً خواندن رمان چه فایده‌ای دارد؟
و دلایلی که این نویسنده و سیاستمدار درباره‌ی لزوم ادبیات در زندگی می‌آورد بسیار جالب و خواندنی است.

یوسا در بخشی از این کتاب میگوید؛
« ادبیات برای آنان که به آنچه دارند خرسندند، برای آنان که از زندگی بدان ‌گونه که هست راضی هستند، چیزی ندارد که بگوید. ادبیات خوراک جان‌های ناخرسند و عاصی است، زبان رسای ناسازگاران و پناهگاه کسانی است که به آنچه دارند خرسند نیستند. انسان به ادبیات پناه می‌آورد تا ناشادمان، ناکامل نباشد.» (صفحه ۱۷)